آذربایجان(Azerbaijan)
نام ملی Azərbaycan،
از عربی
«آذِربایجان». یونانی
و لاتین Atropatene،
ارمنی Atrpatakan که
منطقهای در ماد بود.
ایرانیان منطقه
جمهوری آذربایجان را
به نام های "اران"،
آلبانیای قفقاز و
ایبریای قفقاز
میخواندند. البته
ایبریا بیشتر به
گرجستان اطلاق میشد
و آذربایجان ماد در
منطقه ی جنوبی رود
ارس بود. نام «اران»
احتمالاً با نام
"ایران" از یک
ریشهاند. نام
آذربایجان از نام
ساتراپ ایرانی این
منطقه در زمان
هخامنشیان و سلوکیان
آمده: Atropates به
معنای «نگهبان آتش»
در فارسی میانه.
البته برخی گویند از
"آذر" (آتش)+ "بای"
(بغ، خدا)+ "گان"
(مکان، جایگاه) و در
کل به معنای "جایگاه
آتش ایزدی" است. این
نام را ترکان عثمانی
و روسها برای جدا
کردن آذربایجان ایران
به اران دادند.
آرژانتین
(Argentina)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Argentine
است. از لاتین
argentum، به معنای
"نقره". نامی که
بازرگانان پرتغالی و
اسپانیایی برای
سرزمین رود Rio de la
Plata (رود نقره) به
کار بردند؛ و به
معنای «سرزمین نقره».
آروبا (Aruba در
اختیار هلند)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی Aruba است.
دو امکان برای
نامگذاری آن وجود
دارد: اولی از کاشف
اسپانیایی Alonso de
Ojeda در سال ۱۴۹۹
این جزیره را به نام
Oro Hubo که در
اسپانیایی به معنای
«آنجا طلا بود» و
دومی را که Arawak
بیان می دارد از واژه
ی سرخپوستی oibubai
به معنای «راهنما».
آلبانی (Albania)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Albanie است.
واژه Alb از زبانهای
هندواروپایی و به
معنای «سفید» یا
«کوهستان» است.
• آلبانیایی:
Shqipëria «سرزمین
بزرگ»، سرزمینی که
احتمالاً زیباترین
مکان بود.
• ترکی: Arnavutluk
آلمان (Germany)
این نام در فارسی
احتمالاً دخیل از
فرانسوی
است:Allemagne
(فرانسوی)، Alemania
(اسپانایی)، Alemanha
(پرتغالی)، Almanya
(ترکی): «سرزمین همه
مردمان» یا «همه
قومهای ما» و شاید
از Alamanni قوم
ژرمنی جنوبی با همان
معانی. ژرمنی نو:
Alle Männer.
· ژرمن: از لاتین
Germania در سده سوم
پیش از میلاد،· و با
ریشه ناشناخته.
لغتنامه آکسفورد
نظریات زیر را با
ریشه سلتی بیان
داشته: gair «همسایه»
(از محقق Zeuß)،· و
gairm «بانگ جنگ» (از
محققان Wachter و
Grimm). Partridge ،·
gar «نیزه» و gar
«فریاد زدن» را
پیشنهاد می· دهد.
بریتانیایی· ها،·
ایتالیایی· ها و
دیگر زبان· ها واژه
لاتین آن را به کار
می· برند. ایرلندیان
آنرا An Ghearmáin با
همان ریشه می·
نامند.
· Deutschland
(آلمانی)،· Duitsland
(هلندی): از آلمانی
باستان علیا و واژه
diutisc به معنای «از
آنِ مردم» (از آلمانی
باستان thiudaیا
theoda «مردم».
مقایسه کنید با واژه
«توده» فارسی). در کل
به معنی «سرزمین
مردمان».
· Niemcy (لهستانی)،·
Německo (چکی)،·
Nemecko
(اسلواکیایی)،· Nemč·
ija (اسلوونیایی)،·
немецкий (nemetski
روسی. البته الان
کاربرد ندارد)،·
Németország (مجاری):
از اسلاوی "گنگ/لال"
و اشاره به کسانی که
با زبان ما تکلم نمی
کنند.شاید از قوم
ژرمنی Nemetes.
· Purutia (تاهیتی):
پروس
· Saksa (استونی،·
فنلاندی): از نام قوم
ژرمنیِ ساکسون
(احتمالاً از ژرمنی
باستان علیا sahs،·
«چاقو».)
· Tyskland
(دانمارکی،· نروژی،·
سوئدی)،· Þýskaland
(ایسلندی)،· tedesco
(صفت ایتالیایی): از
ژرمنی باستان
thiudaیا theoda
«مردم». در لاتین
ژرمن· ها را
Teutones نیز می·
نامیدند.
· Vācija
(لتونیایی)،·
Vokietija
(لیتوانیایی)
آنتیگوا و باربودا
(Antigua & Barbuda)
نام فارسی آن دخیل از
زبان انگلیسی است.
کریستف کلمب آنتیگوا
را به احترام نام
کلیسای جامع شهر سویل
Santa María La
Antigua (سنت ماری
پیر) نامید. باربودا
نیز در زبان پرتغالی
به معنای «ریشو» است؛
این نام از آنجا آمده
که درختان انجیری که
در این جزیره بودند
ابتدا مانند ریش در
نظر ظاهر شدند البته
شاید هم اشاره به ریش
بومیان دارد.
آنتیل هلند
(Netherlands
Antilles در اختیار
هلند)
نام فارسی آن دخیل از
زبان فرانسوی Antill
است. نام آنتیل از
نام سرزمین/جزیره
اسطورهای "Antillia"
که در غرب اروپا قرار
داشته؛ از دو واژه
پرتغالی ante/ anti و
ilha و به معنای
«جزیره». و نیز
بنگرید به هلند.
آندورا (Andorra)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Andorra است.
بر سر ریشه این واژه
اختلاف وجود دارد. از
پیش لاتینی، احتمالاً
با ریشهٔ باسکی یا
ایبریایی. شاید این
نام از واژهٔ عربی
"ال دره" به معنای
بیشه و دره آمده
باشد. این نام به
خاطر حمله اعراب مور
به اسپانیا و در دره
بودن آندورا داده
شده. برخی نیز ادعا
میکنند که از واژه
اسپانیایی andar به
معنای «پیاده روی
کردن» و از قبایل
چادر نشین آندورایی
Andorrisoe آمده است.
شاید هم از ریشه
Navarrese واژهای
آندورایی به معنای
«سرزمین پوشیده از
بوته (توت فرنگی)».
برخی گویند از نام
افسانه ای Endor، به
معنای «دره ی وحشی
جهنمی» که Louis le
Debonnaire پس از
شکست مورها و بیرون
کردن آنها بدانجا
اطلاق کرد.
آنگولا (Angola)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Angola است.
از Ngola، عنوانی که
برای نامیدن پادشاهی
Ndongo استفاده
میشد؛ و نام پرتغالی
(آنگولا) به احترام
آن گذاشته شد.
آنگوییلا ( Anguilla
در اختیار بریتانیا)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. نامی که
در برخی زبان های
لاتینی
(اسپانیاییanguila،
فرانسوی anguille،
ایتالیایی anguilla)
با eel نامگذاری شده.
نامگذاری نامطمئنی که
کاشفان اروپایی همچون
کریستف کلمب (۱۴۹۳)
کردند.
آولند (
Ålandاستانی خودمختار
در فنلاند)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. به
معنای «سرزمین (در)
آب». از ریشه آلمانی
ahw-، همریشه با
لاتین aqua به معنای
«آب». نام فنلاندی
Ahvenanmaa نسبتاً از
ترجمه ی آن در آلمانی
است.
اتحاد جماهیر شوروی
سوسیالیستی (Soviet
Union)
کشوری که از اتحاد
شوراها و جمهوریها
پدید آمده بود و
امروزه شامل روسیه،
آسیای میانه، قفقاز و
اروپای شرقی است و با
مرکزیت روسیه. نام
اروپایی آن از کلمه
روسی совет (یا
soviet) به معنای
«شورا» است.
اتریش (Austria)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Autriche
است. مقایسه کنید با
نام آلمانی
Österreich، از
آلمانی باستان شمالی
ôstarrîhhi، به معنای
«پادشاهی شرقی». در
سده نهم میلادی کشوری
در بخش شرقی
امپراتوری فرانکها و
در مرز با اسلاوها
تشکیل شد به این نام.
این نام در زمان
شارلمانی و اوایل
قرون وسطی به نام
لاتین marchia
orientalis یا «مارس
شرقی» خوانده میشد.
نام آلمانی باستان آن
از نام محلی آن
Ostarrîchi آمده.
· عربی: «نمسه».
احتمالاً از واژه
اسلاوی nowaday که
برای آلمان استفاده
می· شده و از طریق
زبان ترکی به عربی
راه یافته.
· چکی: Rakousko
· فنلاندی: Itävalta
اتیوپی( Ethiopia)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Ethiopie
است. از یونانی
Αἰθιοπία (Æthiopia)،
از Αἰθίοψ (Æthiops)،
به معنای «سوخته
(αιθ-) چهره (ὄψ)».
البته اتیوپیان کشور
خود را Ityopp'is
مینامیدند و می
گفتند نم پسر کوش و
نوه حام (پسر نوح)
است.
· Abyssinia (نام
پیشین): از عربی،· از
Ge'ez (زبانی
افرواسیایی) واژه
"حبشه" که اقوامی در
اتیوپی بودند.
اردن (Jordan)
نام فارسی آن دخیل از
عربی است. از نام رود
اردن، نامی عبری و
کنعانی با ریشه "
yrd" به معنای «پایین
آمده». در گذشته
منطقه «نبطیه» را
شامل میشد.
ارمنستان
(Armenia)
کهنترین نام برای آن
در زبانهای ایرانی
از فارسی باستان (سده
۶ پ.م.) Armina است،
یونانی Armenia (سده
۵ پ.م.). ریشهٔ نام
فارسی باستانی آن
مشخص نیست، البته
ممکن است از نام
آشوری Armânum/Armanî
و یا نام Minni در
عهد عتیق باشد. البته
ارمنیان اعتقاد دارند
که ارمن نام نوه حضرت
نوح بود. اینکه
مردمان قفقاز مانند
گرجیان، ارمنیان و
چچنیان اعتقاد دارند
که نام کشورشان از
نام فرزندان نوح بوده
است، به دلیل
اعتقادات دینی ایشان
است؛ زیرا بنابر عهد
عتیق این ناحیه مکان
فرود آمدن کشتی نوح
است.
· ارمنی: Հայաստան(
(hayastan از ریشه ی
Hayk. نامی که
ارمنیان اعتقاد دارند
نام نوه نوح بوده.
· عبری: آرارات که از
نام "اورارتو" آمده
است.
جزیره اروپا
(Europa Island در
اختیار فرانسه)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. نام
کشتی بریتانیایی
Europa که در ۱۷۷۴
این جزیره را کشف
کرد.
اریتره (Eritrea)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Eritrée است.
از نام لاتین دریای
سرخ "Mare
Erythraeum"، که آن
نیز از نام یونانی
باستان این دریا
گرفته شده "Erythrea
Thalassa".
ازبکستان
(Uzbekistan)
از پیوند سه واژه:
«اوز» (ترکی:
«خودم»)؛ «بک» (سغدی:
«ارباب»)؛ پسوند
«ستان» (فارسی:
«سرزمین»). «سرزمین
خود سالارها».
اسپانیا (Spain)
نام فارسی آن دخیل از
اسپانیایی España
است. از نامی که
فنیقیان بدان دادند:
אישפנים (Î-šəpānîm)
«جزیرهٔ خرگوش کوهی».
هنگامی که تاجران
فنیقی به این ناحیه
رسیدند خرگوشان زیادی
را دیدند و این
خرگوشها را با خرگوش
کوهی آفریقا اشتباه
گرفتند. رومیان این
نام را به صورت
Hispania به کار
میبردند.
استرالیا
(Australia)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. از
لاتین terra
australis incognita
«سرزمین ناشناخته
جنوبی». در سده ۱۷ و
۱۸ میلادی کاشفان
اروپایی تلاش خود را
برای کشف این سرزمین
آغاز کردند. Matthew
Flinders (۱۷۷۴-۱۸۱۴)
برای نخستین بار به
سواحل استرالیا رسید
و نام استرالیا را در
کتاب A Voyage to
Terra Australis (سفر
به سرزمین جنوبی) به
علت سادگی در تلفظ
پیشنهاد کرد. پیش از
آن کاشفی هلندی نام
Australisch و
Hollandia Nova "هلند
نو" را برای آن بکار
برده بود.
· Butanibi : نامی که
بومیان از آن استفاده
می· کردند.
استونی (Estonia)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Estonie است.
از صورت استونیایی
نام ژرمنی Estland، و
احتمالاً به معنای
«(راه) شرقی» و شاید
از نام Aestia، که
نخستین بار یونانیان
به کار بردند.
· Chud (اسلاوی شرقی
باستان):از ریشه
گوتیک «مردم» (مانند
Deutschland برای
آلمان ). شاید هم به
معنای «خارق·
العاده».
· Igaunija
(لاتویایی):از نام
قوم باستانی Ugaunian
در جنوب شرقی استونی.
· Viro (فنلاندی): از
نام قوم باستانی
Vironian در شمال
استونی.
اسرائیل (Israel)
نام فارسی آن دخیل از
عربی است. لقب حضرت
یعقوب، "کسی که با
خدا ستیز کرد". بنابر
کتاب"پیدایش" عهد
عتیق، یعقوب با فرشته
ای کشتی گرفت و بر او
پیروز شد، سپس فهمید
که آن فرشته خدا بود
و لقب اسرائیل را خدا
به او داد.
اسکاتلند
(Scotland نیمهی
شمالی بریتانیا)
در فارسی نام انگلیسی
آن بکار میرود.
«سرزمین اسکاتها»،
از انگلیسی باستان
Scottas، وام گرفته
از لاتین Scotti،
ریشه آن مشخص نیست.
پس از خروج رومیان از
بریتانیا در سال ۴۲۳
میلادی، قومی ایرلندی
به اسکاتلند یورش
بردند و در آنجا ساکن
شدند، و این نام از
اینجا آمده.
· Alba (گالیک
ایرلندی و
اسکاتلندی): از ریشه
سلتی Albion،· که در
بریتانیا می·
زیستند. از ریشه
هندواروپایی «سفید».
از سنگ گچی که در این
مناطق قرار دارد و یا
نام کوه· های آن. هم
ریشه با کوه· های
آلپ. همچنین بنگرید
به آلبانی (کشور
آلبانی و نام پیشین
جمهوری آذربایجان)
· Caledonia (لاتین):
از نام قوم
Caledonii. همچنین
Caledonia در یونانی
به معنای «آب· های
خوب» است.
اسلوواکی
(Slovakia)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Slovakie
است. از اسلاوی Slav.
ریشه ی این نام مشخص
نیست.
اسلوونی
(Slovenia)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Slovénie
است. از اسلاوی .Slav
ریشه ی این نام مشخص
نیست.
افریقای جنوبی
(South Africa)
نام فارسی آن از
تطابق نام
عربی"آفریقیه" و
انگلیسی Africa است.
نام افریقا احتمالاً
از لاتین یا یونانی و
به معنای "سرزمین
بدون سرما(آفتابی)"
است.
• Suid-Afrika
(آفریکانس): "افریقای
جنوبی"
• Aifric Theas
(ایرلندی): "افریقای
جنوبی"
• Azania (نام
پیشین): این نام را
اقلیت سفیدپوست بکار
می بردند. ریشه ی آن
مشخص نیست ولی با
زبان نیل وصحرایی
ارتباط دارد. شاید از
عربی "عجم"(غیر عرب).
و شاید هم از یونانی
azainein "خشک
کردن".اشاره به خشکی
منطقه دارد.
افریقای مرکزی
(Central Africa)
بنگرید به افریقای
جنوبی
افغانستان
(Afghanistan)
ریشه ی واژه ی افغان
–که مترادف با پشتو
است- تقریباً نامعلوم
است. برخی گویند از
نام Apakan،
فرمانروای ایرانی در
سده ی 8 و 9 م. آمده.
اشاره ای ساسانی در
سده ی 3 م. به Abgan،
که کهنترین واژه ی
شناخته شده برای
افغان است.این اشاره
در کتیبه ی شاپور اول
در نقش رستم در
Goundifer Abgan
Rismaund.در سده ی 6
م. ستاره شناس هندی
Varahamihira در کتاب
Brhat Samhita به
افغان ها با نام
Avagan اشاره می کند.
در سده ی 7 م. مسافر
چینی Hiuen Tsiang به
مردمی اشاره می کند
که در شمال کوه های
سلیمان ساکن هستند و
آنها را با نام
Apokien می خواند که
آشکارا به Avagan ها
یا افغان ها اشاره
دارد. امروزه
دانشمندان بسیاری
معتقدند که این نام
آشکارا از واژه ی
سنسکریت Ashvaka یا
Ashvakan ، از اقوام
Assakenoi یا Arrian
بودند.این ها از
جنگاوران هندی بودند.
اکوادور (Ecuador)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Ecuador است.
به معنای "خط استوا"
در اسپانیایی. این
کشور بر خط استوا
قرار دارد.
الجزایر (Algeria)
از عربی "الجزائر" به
معنای " جزیره ها" که
باز می گردد به چهار
جزیره ای که در کنار
سرزمین اصلی قرار
دارند و شهر الجزیره
بر آن نهاده شده.
البته این نام به
نامی قدیمی تر و
"جزائر بنی
مزقناء(مزغناء)" ، که
توسط جغرافیادانانی
چون "الادریسی" و
"یاقوت حموی" به کار
رفته.
السالوادور (El
Salvador)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. به
معنای "منجی" در
اسپانیایی و اشاره
دارد به آمدن مسیح
پیش از رستاخیز.
امارات متحده عربی
(United Arab
Emirates)
"امیرنشین های متحد
عربی"، برای معنای
"عرب" بنگرید به
عربستان.
• Trucial States,
Trucial Oman(نام
پیشین در انگلیسی):
تا پیش از 1971
انگلستان با شیخ نشین
های عربی این ناحیه
جنگ و منازعه داشت و
این نام(ایالات آتش
بس) را پس از متارکه
ی جنگ به این سرزمین
داد.
اندونزی
(Indonesia)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Indonésie
است. نامی بر اساس
یونانی که در سده 19
به کار رفت و به
معنای "جزایر هند".
• Nederlands
Oost-Indie (هند شرقی
هلند، نام پیشین)
• Nam Dương
(ویتنامی)
انگلستان
به معنای "سرزمین
انگلها". نگاه کنید
به «انگلیس»
انگلیس (England
در نیمهی جنوبی
بریتانیا)
احتمالاً از لهستانی
از انگلیسی باستان
Englaland، "سرزمین
انگلها". در ایرلندی
و اسکاتلندی به معنای
"سرزمین ساکسون ها"
مثلاً در ایرلندی
Sasana. سلت ها آنجا
را Pow Saws به معنای
"کشور ساکسون" می
نامیدند. در فارسی
گاهی به اشتباه این
نام را برای تمام
سرزمین بریتانیا به
کار می برند؛ در
صورتی که این تنها
نام سرزمین انگلند
است.
اوروگوئه
(Uruguay)
نام فارسی آن
احتمالاً دخیل از
فرانسوی Uruguay است.
از نام رود
اوروگوئه(نام ملی
آنRepublica Oriental
del Uruguay "جمهوری
شرقی اوروگوئه "
است).واژه ی Uruguay
شاید از زبان
Guaraní، "urugua"
(حلزون)؛ "i"(آب) و
در کل "رود حلزون"
باشد. شاید هم از
"uru" (نوعی پرنده که
نزدیک آب می زید)؛
"gua" (پیش روی از
رویِ)؛ "i" (آب).
اوکراین (Ukraine)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. از واژه
اسلاوی ukraina
(کشور/دیار)، همریشه
با واژه ی krajina.
اوکیتانیا (Occitania
ایالتی در بوسنی و
هرزگوین)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. از نام
بومی Occitània. از
لاتین Occitania
(تقریباً از
1300)."سرزمین Òc
زبانان".
اوگاندا (Uganda)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. از
سواحیلی Buganda،
پادشاهی خاندان
Baganda. این نام
تلفظ انگلیسی آن در
1894 است.
ایالات متحده
امریکا (United
States of America)
عبارت "ایالات متحده"
از سرآغاز متن قانون
اساسی این کشور
آمده :"ما، نمایندگان
ایالات متحده ی
آمریکا، از این رو در
کنگره ی عمومی گرد هم
آمدیم تا . . . .".
امریکا: گمان می رود
که از نام لاتین
Amerigo Vespucci
کاشف و دریانورد
ایتالیایی آمده
باشد(Americus
Vespucius) که اولین
بار نام آمریکا را
برای نامیدن سرزمین
برزیل در آمریکای
جنوبی بکار برد.
البته از نام تانیث
آن، America. برخی
نیز گویند از نام
Richard Amerike
آمده.
ایتالیا (Italy)
نام فارسی آن دخیل از
ایتالیایی Italia
است. از لاتین
Italia، البته ریشه
ای غیر لاتین دارد و
احتمالاً از ریشه
یونانی italos (گاو
نر)، از هندواروپایی
wet. ساکنان باستانی
Oscan، ایتالیا را
Viteliu می نامیدند
که از همان ریشه
است.احتمالاً به علت
فراوانی این حیوان.
• Friagi/
Friaz'(روسی باستان):
از نامی که بیزانسی
ها به فرانک ها می
دادند.
• Valland (ایسلندی):
"سرزمین valer (نامی
که اسکاندیناویایی ها
به سلت ها و بعد ها
به اقوام رومی شده
دادند)".
• Włochy (لهستانی) و
Olaszország (مجاری):
از گوتیکwalh ،
همریشه با Valland.
ایران (Iran)
کهن ترین نام ایران
در زبان های ایرانی،
Airyanam در اوستایی
و Ariyānām در فارسی
باستان است. و در
فارسی میانه Ērān است
و به معنای "سرزمین
آریاییان". واژه ی
آریا که هندوایرانی
ها برای نامیدن خود
به کار می بردند به
معنای
"آزاده/اصیل/نجیب"
است.
• Persia (نام بین
المللی پیشین): از
لاتین، از طریق
یونانی "Persis"، از
فارسی باستان
"Pārsa"(فارس).یونانیان
افسانه پرداز گویند
به معنای "سرزمین
Perseus(پرساوش)"
است. البته در ریشه
علمی آن با پارت
همریشه و به معنای
"کناره( ی ماد)" است.
• Uajemi (سواحیلی):
از عربی "عجم". در
عربی به کسی عجم
گویند که نمی تواند
به راحتی و شمرده
شمرده عربی صحبت کند
و در کل به غیراعراب
به خصوص ایرانیان.
ایرلند (Ireland)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Irlande است.
از واژه ایرلندی
Éire، از سلتی Īweriū
"سرزمین حاصلخیز" یا
"سرزمین Eriu
(ایزدبانوی حاصلخیزی
و باروری)".برخی به
اشتباه "سرزمین
Iron(آهن)" یا
"سرزمین آریاییان (در
ایرلندی: iar)" معنی
می کنند.
• Hibernia (لاتین):
ظاهراً همریشه با
واژه لاتین hibernus
"زمستانی/سرد".
• Eirinn
(اسکاتلندی)،
Iwerddon (ولزی)،
Ywerdhon (در زبان
Cornish)، Iwerzhon
(در زبان Breton):
همه از زبان سلتی و
همریشه با ایرلند.
• در حماسه های
گائلیک، Banbha("بچه
خوک") و Fódhla
خوانده می شود.در
اساطیر گائلیک،
Ériu،Banbha و Fódla،
سه ایزدبانو هستند که
از ایرلند محافظت می
کنند.
ایرلند شمالی
(Northern Ireland
کشوری خودمختار در
انگلستان)
بنگرید به ایرلند.
ایسلند (Iceland)
نام فارسی آن
احتمالاً دخیل از
فرانسوی Islande است.
در ایسلندی Ísland،
"سرزمین یخ". شاید
نامی که برای جلوگیری
از اسکان مردم، بر آن
نهادند. احتمالاً این
نام را Flóki
Vilgerðarson کاشف،
بدلیل کوه های یخ
شناور شمالی آن در
فصل بهار بر آن
گذاشت.
[ویرایش] ب
باربادوس
(Barbados)
نام فارسی آن
احتمالاً دخیل از
انگلیسی است. نامیده
شده توسط کاشف
پرتغالی Pedro
A.Campos با نام Os
Barbados "اشخاص
ریشدار" در سال 1536.
جزیره بالمیرا
(Palmyra Atoll در
اختیار ایالات متحده)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. از نام
قایق Palmyra، متعلق
به ناخدا Sawle.که در
1802 آن را کشف کرد.
باهاما (Bahamas)
نام فارسی آن
احتمالاً دخیل از
انگلیسی است. از
اسپانیایی Baja Mar
"دریای پایین (کم
عمق)".این نام به علت
کم عمق بودن دریای
اطرافش به آن داده
شد.
بحرین (Bahrain)
از عربی "البحرین" به
معنای"دو دریا".زیرا
در میان دو خلیج کوچک
قرار گرفته. برخی
گویند به علت بودن در
میان ایران و اعراب
است. همچنین برخی
گویند دریا ی اولی
منظور خلیج فارس است
و آن یکی استعاره ای
از آب های فراوان
بهاری در خود جزیره
است.
برزیل (Brazil)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Brésil است.
از نام چوب برزیل
چوبی سرخ رنگ که در
پرتغالی brasil
نامیده می شود. در
زبان Tupiسرخپوستی،
ibirapitanga خوانده
می شود به معنای "چوب
سرخ". برخی گویند از
نام اسطوره ی ایرلندی
Hy-Brazil، که جزیره
ای خیالی است.این
اسطوره در سده 15
بسیار vhd[ بود تا
حدی که برخی برای
یافتن آن تلاش زیادی
کردند. البته برزیل
هم در سال 1500 توسط
Pedro Álvares Cabral
کشف شد.
برمودا (Bermuda
تحت حکومت انگلستان)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. از نام
ناخدای اسپانیایی
Juan de Bermúdez که
این جزایر را در 1503
یافت.
جزیره بووت
(Bouvet Island در
اختیار نروژ)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. از نام
کاشف فرانسوی
Jean-Baptiste
Charles Bouvet de
Lozier که این جزیره
را در 1739 کشف کرد.
برونئی (Brunei)
نام فارسی آن
احتمالاً دخیل از
انگلیسی است. نام
کامل آن Negara
Brunei Darussalam.
دارالسلامبه
معنای"کاخ مسکن"،
Negara به
معنای"ایالت" در زبان
مالایی(از سنسکریت
Nagara "شهر").
بریتانیا
(Britain)
نام فارسی آن
احتمالاً دخیل از
لاتین Britannia است.
از Pretani، "رنگ
شده"؛ بریتانیا(ولزی
Prydain، از لاتین
Britannia، احتمالاً
از طریق فرانسوی).نام
پیشین جزیره بریتانیا
Albion بود، اکنون
نیز اسکاتلندیان
سرزمین خود را Alba
می نامند. ریشه ی این
نام عامیانه از
Brutus است.
بلژیک (Belgium)
نام فارسی آن
احتمالاً دخیل از
فرانسوی Belgique
است. از نام قبیله ای
سلتی، Belgae. این
نام شاید از واژه
هندواروپایی bolg به
معنای"کیسه/زهدان" و
نمایانگر تبار عمومی.
نظری دیگر اشاره می
کند که نام Belgae
ممکن است از واژه
پیش-سلتی belo به
معنای
"تابناک"باشد(انگلیسی
bale، آنگلوساکسون
bael، لیتوانی
baltas، اسلاوی belo
"سفید/درخشان").
بلغارستان
(Bulgaria)
نام فارسی آن
احتمالاً دخیل از
ترکی عثمانی است.
سرزمین قوم بلغار.
شاید از آلمانی burg
به معنای "قلعه".شاید
از burgarii یا
bourgarioi به معنای
"کسانی که از دژ
محافظت می
کنند".نخستین بار در
یونانی در سال 202 م
نام برده شدند. برخی
گویند از ریشه ی ترکی
Bulgha به معنای "
سمور". برخی آن را با
نام رود ولگادر روسیه
مقایسه می کنند، زیرا
بلغار ها پیش از
مهاجرت به بالکان در
اطراف رود ولگا می
زیستند.
بلیز (Belize)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. بنابر
روایتی از تلفظ
اسپانیایی Wallace،
دزد دریایی ای که
برای نخستین بار در
سال 1638 در بلیز
ساکن شد. برخی نیز
گویند از واژه ی
مایایی belix به
معنای "آب گل آلود"
که به رود بلیز اشاره
دارد.
• هندوراس بریتانیا
(نام پیشین)
بنگلادش
(Bangladesh)
از بنگالی/سنسکریت
Bangla اشاره به
بنگالی زبانان، و
Desh به معنای
"کشور".در کل "کشور
بنگالی ها". هنگامی
که وابسته به هند بود
به نام های Sikkim،
Tripura، Jharkand،
Assam و بنگالی غربی
خوانده می شد.
• پاکستان شرقی (نام
پیشین)
بنین (Benin)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. نام
امپراتوری افریقایی
که در بنین قرار
داشت.
• داهومی
(Dahomey،نام
پیشین) : نام گروهی
نژادی در بنین.
بوتان (Bhutan)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. نژاد
تبتی Bhotia که در
سده 10 م از تبت به
بوتان کوچ کردند. Bod
نام باستانی تبت است.
• بوتانی: Druk Yulبه
معنای "سرزمین تندر"
یا "سرزمین اژدها".از
تندر های شدیدی که از
سمت هیمالیا می آید.
بوتسوانا
(Botswana)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. از نام
قوم بزرگ Tswana.
•
بچوانلاند(Bechuanaland
نام پیشین).از
Bechuana صورت تلفظی
دیگر از بوتسوانا.
بورکینافاسو
(Burkina Faso)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Burkina Faso
است. از زبان بومی،
به معنای "سرزمین
مردمان درستکار"
یا"سرزمین
فسادناپذیران".
پرزیدنت Thomas
Sankara در کودتایی
در سال 1983 قدرت را
بدست آورد و در سال
1984 نام آن را از
"ولتای علیا" تغییر
داد.این نام از دوبخش
و از دو زبان در این
کشور آمده Burkina و
Faso.
• ولتای علیا(Upper
Volta نام پیشین).
ولتای دو رود که در
این کشور جریان
دارند.
بوروندی (Burundi)
نام فارسی آن دخیل از
انگلیسی است. از نامی
محلی به معنای
"سرزمین Kirundi
زبانان ".
بوسنی و هرزگوین
(Bosnia &
Herzegovina)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Bosnie
Herzégovine است. این
کشور از دو ناحیه
تشکیل شده: ناحیه
بزرگ شمال، بوسنی که
نامش را از رود Bosna
گرفته.ناحیه کوچک
جنوبی، هرزگوین که
نامش را از عنوان
اصالتی آلمانی Herzog
به معنای "دوک"
گرفته.این منطقه در
سال 1448 به زیر
حکومت فردریک چهارم،
امپراتوری مقدس روم
رفت.
بولیوی (Bolivia)
نام فارسی آن دخیل از
فرانسوی Bolivie است.
برگرفته از نام Simón
Bolívar (1783-1830)،
رهایی بخش امریکای
لاتین از سلطه ی
اسپانیا و نخستین
رییس جمهور بولیوی پس
از استقلالش در
1825.نام این فرد از
نام ر
